پرش به محتوا

ماده ۲ قانون آیین دادرسی کیفری

از ویکی داد
نسخهٔ تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۶ توسط Rasool (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{#seo: |title=ماده ۲ قانون آیین دادرسی کیفری | اصل قانونی بودن دادرسی، تضمین حقوق طرفین و برابری در دادرسی |title_mode=replace |description=متن کامل ماده ۲ قانون آیین دادرسی کیفری درباره مستند بودن دادرسی کیفری به قانون، تضمین حقوق طرفین دعوی و اعمال یکسان قواعد...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)


ماده

● معتبر

دادرسی کیفری باید مستند به قانون باشد، حقوق طرفین دعوی را تضمین کند و قواعد آن نسبت به اشخاصی که در شرایط مساوی به سبب ارتکاب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار می‌گیرند، به صورت یکسان اعمال شود.




در این ماده چه می‌خوانیم؟
  • لزوم اتکای دادرسی کیفری به قانون
  • تضمین حقوق طرفین دعوی در جریان رسیدگی
  • اعمال یکسان قواعد دادرسی درباره اشخاصی که در شرایط مساوی و به سبب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار گرفته‌اند
  • تفاوت برابری در دادرسی با یکسان بودن نتیجه پرونده‌ها
  • ارتباط ماده ۲ با اصول بی‌طرفی، برائت و رعایت حقوق دفاعی
اصطلاحات کلیدی ماده
دادرسی کیفری
فرایند قانونی رسیدگی به اتهام کیفری، از مراحل آغازین رسیدگی تا اتخاذ تصمیم قضایی و مراحل بعدی مقرر در قانون.
مستند به قانون
انجام اقدامات و تصمیم‌های دادرسی بر پایه قواعد و اختیاراتی که قانون پیش‌بینی کرده است، نه بر اساس سلیقه یا اراده شخصی مقام رسیدگی‌کننده.
حقوق طرفین دعوی
حقوق و تضمین‌های قانونی اشخاصی که در فرایند کیفری طرف دعوی یا ذی‌نفع‌اند؛ از جمله حقوق دفاعی متهم و حقوق قانونی بزه‌دیده.
شرایط مساوی
وضعیت‌هایی که از نظر عوامل مؤثر بر اجرای قاعده دادرسی، تفاوت قانونیِ مرتبطی میان اشخاص وجود ندارد.
جرایم مشابه
جرایمی که از حیث وصف کیفری و قواعد دادرسی مربوط، شباهت حقوقی مؤثر دارند؛ صرف شباهت ظاهری رفتارها برای یکسان دانستن پرونده‌ها کافی نیست.
اعمال یکسان قواعد
اجرای قواعد دادرسی بدون تبعیض ناروا و بر اساس معیارهای قانونی یکسان؛ نه الزام به صدور رأی یا نتیجه یکسان در همه پرونده‌ها.


وضعیت: متن ماده در منبع قانونی بررسی‌شده درج شده است






خلاصه کاربردی ماده ۲

ماده ۲ سه الزام بنیادین را برای دادرسی کیفری بیان می‌کند: نخست، دادرسی باید بر پایه قانون انجام شود؛ دوم، حقوق طرفین دعوی باید در جریان رسیدگی تضمین گردد؛ و سوم، قواعد دادرسی درباره اشخاصی که در شرایط مساوی و به سبب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار گرفته‌اند، به صورت یکسان اجرا شود.

این ماده ناظر بر شیوه اداره و انجام دادرسی است. بنابراین، صرفاً با استناد به آن نمی‌توان هر اقدام خاصی مانند بازداشت، بازرسی، تفتیش یا محدود کردن حقوق اشخاص را انجام داد؛ هر اقدام محدودکننده باید مستند به حکم قانونی مشخص و تابع شرایط همان حکم باشد.

متن کامل ماده ۲ قانون آیین دادرسی کیفری

دادرسی کیفری باید مستند به قانون باشد، حقوق طرفین دعوی را تضمین کند و قواعد آن نسبت به اشخاصی که در شرایط مساوی به سبب ارتکاب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار می‌گیرند، به صورت یکسان اعمال شود.

شرح و تفسیر ماده ۲



شرح و توضیح ماده

شرح ماده ۲ قانون آیین دادرسی کیفری


خلاصه مطلب

ماده ۲، قانون‌مندی دادرسی، تضمین حقوق طرفین و برابری در اجرای قواعد شکلی را به‌عنوان اصول بنیادین رسیدگی کیفری مقرر می‌کند.

این ماده در عمل یعنی چه؟

این ماده سه بخش مرتبط اما مستقل دارد. بخش نخست، دادرسی کیفری را به قانون مقید می‌کند؛ بخش دوم، تضمین حقوق طرفین دعوی را از الزامات فرایند رسیدگی می‌داند؛ و بخش سوم، از اعمال یکسان قواعد دادرسی درباره اشخاصی سخن می‌گوید که در شرایط مساوی و به سبب ارتکاب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار گرفته‌اند.

    • ۱. مستند بودن دادرسی به قانون:** مقام قضایی و سایر اشخاصی که در فرایند کیفری وظیفه قانونی دارند، باید اقدامات و تصمیم‌های خود را در حدود صلاحیت و بر اساس مقررات قانونی انجام دهند. قانون‌مندی دادرسی مانع آن است که تشریفات، محدودیت‌ها یا اختیارات قضایی صرفاً بر پایه سلیقه شخصی یا رویه فاقد مبنای قانونی ایجاد شود.
    • ۲. تضمین حقوق طرفین دعوی:** رعایت حقوق طرفین صرفاً به اعلام کلی حقوق در متن قانون محدود نیست؛ ساختار و اجرای دادرسی باید امکان بهره‌مندی واقعی از حقوق قانونی را فراهم کند. از جمله این حقوق، آگاهی از اتهام، امکان دفاع، استفاده از وکیل در موارد مقرر، ارائه دلایل و برخورداری از رسیدگی منصفانه است. حقوق بزه‌دیده نیز در حدود مقررات مربوط باید مورد توجه قرار گیرد.
    • ۳. اعمال یکسان قواعد دادرسی:** اگر اشخاص از حیث شرایط مؤثر قانونی در وضعیت مساوی باشند و به سبب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار گیرند، قواعد دادرسی باید درباره آنان به صورت یکسان اعمال شود. تفاوت‌گذاری بدون مبنای قانونی با این اصل سازگار نیست؛ با این حال، تفاوت‌های واقعی و مؤثر قانونی، مانند تفاوت نوع اتهام، وضعیت پرونده یا شرایطی که قانون برای آن اثر جداگانه مقرر کرده است، ممکن است موجب تفاوت در تشریفات یا تصمیم‌ها شود.
    • نکته مهم:** برابری در اعمال قواعد دادرسی به معنای یکسان بودن نتیجه همه پرونده‌ها نیست. نتیجه رسیدگی می‌تواند با توجه به ادله، اوضاع و احوال، دفاعیات، عنوان اتهامی و سایر عوامل قانونی متفاوت باشد.

نکات مهم

  • ماده ۲ سه اصل را در کنار هم قرار داده است: قانون‌مندی دادرسی، تضمین حقوق طرفین و برابری در اعمال قواعد.
  • موضوع ماده، «دادرسی کیفری» است؛ نباید آن را با اصل قانونی بودن جرم و مجازات به‌طور کامل یکسان دانست.
  • قید «در شرایط مساوی» در اجرای اصل برابری اهمیت دارد.
  • قید «جرایم مشابه» نیز باید با توجه به شباهت حقوقی مؤثر سنجیده شود، نه صرف شباهت ظاهری رفتارها.
  • اعمال یکسان قواعد، لزوماً به معنای تصمیم یا رأی یکسان نیست.
  • ماده ۲ در کنار مواد ۳ تا ۷، چارچوب اصول حاکم بر دادرسی کیفری را شکل می‌دهد.

مثال کاربردی

اگر دو متهم در وضعیت قانونی مشابه و به اتهام ارتکاب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار گیرند، مقام رسیدگی‌کننده نمی‌تواند بدون مبنای قانونی، تشریفات دادرسی را درباره یکی رعایت کند و از رعایت همان قواعد درباره دیگری خودداری نماید.

در مقابل، اگر یکی از پرونده‌ها از نظر عنوان اتهامی یا وضعیت قانونی دارای تفاوت مؤثر باشد، بررسی تفاوت در تشریفات یا تصمیم‌ها لزوماً نقض اصل برابری نیست؛ باید دید تفاوت بر اساس قانون و شرایط واقعی پرونده توجیه می‌شود یا خیر.

توجه

ماده ۲ به‌تنهایی جایگزین مقررات اختصاصی هر اقدام قضایی نیست. برای بررسی قانونی بودن یک اقدام مشخص، باید علاوه بر این ماده، حکم قانونی ناظر بر همان اقدام، شرایط اعمال آن و حدود صلاحیت مقام مربوط بررسی شود.

تحلیل حقوقی و تفسیری ماده ۲

۱. جایگاه ماده ۲ در ساختار قانون

ماده ۲ در فصل نخست قانون آیین دادرسی کیفری و پس از ماده ۱ قرار گرفته است. ماده ۱ قلمرو کلی آیین دادرسی کیفری را معرفی می‌کند و ماده ۲ اصولی را بیان می‌کند که باید بر اجرای این فرایند حاکم باشند.

از این جهت، ماده ۲ صرفاً یک قاعده تشریفاتی جزئی نیست؛ بلکه معیار تفسیری مهمی برای فهم و اجرای مقررات دادرسی کیفری به شمار می‌رود. در مواردی که درباره شیوه اجرای یک قاعده شکلی ابهام وجود دارد، توجه به قانون‌مندی، تضمین حقوق طرفین و برابری در اعمال قواعد می‌تواند در تفسیر آن مؤثر باشد؛ البته این ملاحظه جایگزین متن روشن قانون خاص نمی‌شود.

۲. اصل قانون‌مندی دادرسی کیفری

عبارت «دادرسی کیفری باید مستند به قانون باشد» بر ضرورت وجود مبنای قانونی برای اقدامات و تصمیم‌های دادرسی تأکید دارد. این اصل از یک سو، صلاحیت مقام‌های دخیل در فرایند کیفری را به قانون پیوند می‌دهد و از سوی دیگر، اشخاص را در برابر اقدامات خودسرانه یا فاقد مبنای قانونی حمایت می‌کند.

قانون‌مندی دادرسی باید در مراحل مختلف فرایند کیفری رعایت شود؛ از جمله در آغاز تعقیب، انجام تحقیقات مقدماتی، اتخاذ تصمیم‌های تأمینی، رسیدگی در دادگاه، صدور رأی و اجرای آن. هر مرحله تابع مقررات خاص خود است و نمی‌توان صرفاً با استناد کلی به ماده ۲، شرایط مقرر در مواد دیگر را نادیده گرفت.

۳. تفاوت قانون‌مندی دادرسی با قانونی بودن جرم و مجازات

قانون‌مندی دادرسی ناظر بر قواعد و تشریفات رسیدگی کیفری است؛ در حالی که اصل قانونی بودن جرم و مجازات در معنای ماهوی، بر ضرورت وجود قانون برای جرم‌انگاری رفتار و تعیین مجازات تأکید دارد.

این دو اصل با یکدیگر ارتباط دارند، اما موضوع و کارکرد یکسانی ندارند. ماده ۲ مستقیماً از مستند بودن «دادرسی کیفری» به قانون سخن می‌گوید؛ بنابراین، در پاسخ‌های آزمونی باید میان جنبه شکلی قانون‌مندی و جنبه ماهوی قانونی بودن جرم و مجازات تفکیک کرد.

۴. تضمین حقوق طرفین دعوی

ماده ۲ تضمین حقوق طرفین را یکی از الزامات دادرسی می‌داند. منظور از تضمین، فراهم بودن امکان استفاده از حقوقی است که قانون برای اشخاص به رسمیت شناخته است. در دادرسی کیفری، این موضوع به‌ویژه با حقوق دفاعی متهم، حقوق قانونی بزه‌دیده و رعایت تشریفات رسیدگی ارتباط دارد.

تضمین حقوق طرفین نباید به معنای ترجیح پیشینی یکی از طرفین تلقی شود. رسیدگی باید در چارچوب قانون انجام گیرد و حقوق قانونی هر یک از اشخاص، متناسب با موقعیت و نقش آنان در پرونده رعایت شود.

۵. اصل برابری در اعمال قواعد دادرسی

بخش پایانی ماده مقرر می‌کند که قواعد دادرسی درباره اشخاصی که در شرایط مساوی و به سبب ارتکاب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار می‌گیرند، به صورت یکسان اعمال شود.

این حکم از تبعیض ناروا در اجرای قواعد شکلی جلوگیری می‌کند. برای ارزیابی رعایت آن، باید سه موضوع بررسی شود:

  1. آیا اشخاص از حیث شرایط مؤثر قانونی در وضعیت مساوی قرار دارند؟
  2. آیا جرایم مورد تعقیب از نظر قواعد دادرسی، مشابهت حقوقی مؤثر دارند؟
  3. آیا تفاوت در اجرای قاعده، مستند به مجوز قانونی و تفاوت واقعی پرونده‌هاست؟

صرف تفاوت در نتیجه دو پرونده، برای اثبات نقض اصل برابری کافی نیست. ممکن است ادله، دفاعیات یا وضعیت قانونی پرونده‌ها متفاوت باشد.

۶. برابری در قواعد، نه الزام به نتیجه یکسان

ماده ۲ بر یکسانی «اعمال قواعد» تأکید دارد، نه یکسانی نتیجه. برای مثال، اگر دو پرونده از حیث عنوان اتهامی مشابه باشند، باید قواعد قانونی مربوط به رسیدگی درباره هر دو رعایت شود؛ اما ممکن است یکی از متهمان با ادله کافی مواجه باشد و دیگری به دلیل فقدان دلیل تبرئه شود.

بنابراین، نتیجه متفاوت می‌تواند با رعایت اصل برابری سازگار باشد؛ مشروط بر آنکه تفاوت نتیجه ناشی از عوامل مرتبط و قانونی باشد، نه تبعیض در اجرای قواعد.

۷. ارتباط ماده ۲ با اصول مواد بعدی

ماده ۲ در کنار مواد بعدی فصل نخست معنا پیدا می‌کند. ماده ۳ بر بی‌طرفی و استقلال مراجع قضایی و رسیدگی در کوتاه‌ترین مهلت ممکن تأکید دارد؛ ماده ۴ اصل برائت و محدودیت اقدامات ناقض آزادی یا حریم خصوصی را بیان می‌کند؛ و مواد ۵ و ۶ به آگاهی متهم و اشخاص ذی‌ربط از حقوق و تضمین‌های مربوط می‌پردازند.

این مواد در کنار یکدیگر، چارچوبی برای دادرسی قانون‌مند و رعایت حقوق اشخاص فراهم می‌کنند.

۸. حدود استناد به ماده ۲

ماده ۲ یک اصل کلی است و برای تعیین شرایط هر اقدام مشخص باید به مقررات اختصاصی مراجعه کرد. برای نمونه، قانونی بودن بازداشت، بازرسی، تفتیش، احضار یا صدور قرار تأمین باید با توجه به مواد مربوط به همان اقدام سنجیده شود.

در نتیجه، استناد به ماده ۲ می‌تواند در تحلیل رعایت اصول دادرسی مؤثر باشد، اما به‌تنهایی تمام شرایط و آثار حقوقی یک اقدام را تعیین نمی‌کند.

مبانی و فلسفه حکم

۱. محدود کردن اختیار به چارچوب قانون

یکی از کارکردهای قانون‌مندی دادرسی، محدود کردن اعمال قدرت عمومی به حدودی است که قانون تعیین کرده است. این قاعده از پیش‌بینی‌پذیری فرایند کیفری حمایت می‌کند و امکان ارزیابی قانونی بودن اقدامات را فراهم می‌سازد.

۲. حمایت از حقوق اشخاص در فرایند کیفری

فرایند کیفری با حقوق و آزادی‌های اشخاص ارتباط مستقیم دارد. تأکید ماده بر تضمین حقوق طرفین، بیانگر آن است که رسیدگی کیفری نباید صرفاً به کشف و تعقیب جرم محدود شود؛ بلکه باید حقوق قانونی اشخاص در جریان رسیدگی نیز رعایت شود.

۳. جلوگیری از تبعیض ناروا

الزام به اعمال یکسان قواعد در شرایط مساوی، از تفاوت‌گذاری‌های فاقد مبنای قانونی جلوگیری می‌کند. این اصل به اعتمادپذیری و انسجام اجرای قواعد دادرسی کمک می‌کند.

۴. ایجاد چارچوب مشترک برای رسیدگی

وقتی قواعد دادرسی بر مبنای قانون و به صورت یکسان اجرا شوند، اشخاص و مراجع رسیدگی‌کننده با چارچوب روشن‌تری مواجه می‌شوند. این امر امکان بررسی و نظارت بر رعایت تشریفات قانونی را نیز تقویت می‌کند.

نکات مهم آزمونی ماده ۲

  • **سه محور ماده:** مستند بودن به قانون، تضمین حقوق طرفین، اعمال یکسان قواعد دادرسی.
  • **قید مهم برابری:** «در شرایط مساوی» و «جرایم مشابه».
  • **موضوع اصل برابری:** یکسانی در اعمال قواعد دادرسی، نه الزام به صدور رأی یکسان.
  • **موضوع ماده:** قانون‌مندی دادرسی کیفری؛ نه بیان جامع اصل قانونی بودن جرم و مجازات.
  • **ارتباط ساختاری:** ماده ۲ از اصول کلی فصل نخست است و در کنار مواد ۳ تا ۷ تفسیر می‌شود.
  • **نکته کاربردی:** برای سنجش قانونی بودن اقدام مشخص، باید حکم اختصاصی همان اقدام نیز بررسی شود.

نمونه‌های کاربردی

مثال اول: اعمال متفاوت یک قاعده بدون دلیل قانونی

فرض کنید دو متهم در شرایط قانونی مشابه و به سبب اتهام‌های مشابه تحت تعقیب قرار گرفته‌اند. مقام رسیدگی‌کننده برای یکی از آنان تشریفات قانونی مقرر را رعایت می‌کند، اما درباره دیگری بدون وجود تفاوت قانونی مؤثر، همان تشریفات را کنار می‌گذارد.

چنین تفاوتی می‌تواند با الزام ماده ۲ به اعمال یکسان قواعد دادرسی در شرایط مساوی ناسازگار باشد.

مثال دوم: تفاوت نتیجه به علت تفاوت ادله

دو پرونده از نظر عنوان اتهامی مشابه‌اند، اما در یکی ادله کافی برای انتساب اتهام وجود دارد و در دیگری ادله برای اثبات اتهام کافی نیست. صدور تصمیم‌های متفاوت، به‌خودی‌خود نقض اصل برابری نیست؛ زیرا تفاوت در نتیجه می‌تواند ناشی از تفاوت وضعیت اثباتی پرونده‌ها باشد.

مثال سوم: اقدام محدودکننده بدون مبنای قانونی

اگر در جریان رسیدگی اقدامی محدودکننده نسبت به یکی از اشخاص انجام شود، قانونی بودن آن باید با مراجعه به مقررات اختصاصی همان اقدام بررسی شود. ماده ۲ بر ضرورت مستند بودن دادرسی به قانون تأکید دارد، اما به‌تنهایی جایگزین شرایط مقرر برای آن اقدام نیست.

تست‌های آزمونی ماده ۲




  • الف) سرعت رسیدگی، اصل برائت و علنی بودن محاکمات
  • ب) مستند بودن دادرسی به قانون، تضمین حقوق طرفین و اعمال یکسان قواعد در شرایط مساوی
  • ج) قانونی بودن جرم، تعیین مجازات و اجرای فوری حکم
  • د) استقلال ضابطان، صلاحیت دادگاه و قطعی بودن آراء








  • الف) مقام قضایی می‌تواند در صورت تشخیص ضرورت، بدون مجوز قانونی اقدام کند.
  • ب) تنها صدور حکم نهایی باید مستند به قانون باشد و تحقیقات مقدماتی از این قاعده خارج است.
  • ج) اقدامات و تصمیم‌های دادرسی باید در حدود صلاحیت و بر پایه مقررات قانونی انجام شوند.
  • د) رویه عملی یک مرجع، در هر حال جایگزین حکم قانون است.








  • الف) همه اشخاص، بدون توجه به تفاوت شرایط و نوع اتهام
  • ب) اشخاصی که در شرایط مساوی و به سبب ارتکاب جرایم مشابه تحت تعقیب قرار می‌گیرند
  • ج) فقط متهمانی که به مجازات مشابه محکوم شده‌اند
  • د) فقط شاکیان خصوصی در جرایم قابل گذشت








  • الف) در تمام پرونده‌های مشابه باید رأی و مجازات کاملاً یکسان صادر شود.
  • ب) تفاوت در نتیجه دو پرونده، در هر حال نقض ماده ۲ است.
  • ج) ماده بر اعمال یکسان قواعد دادرسی در شرایط مقرر تأکید دارد، نه الزام به نتیجه یکسان در همه پرونده‌ها.
  • د) اصل برابری فقط درباره مرحله اجرای حکم اعمال می‌شود.








  • الف) حقوق دفاعی فقط پس از صدور حکم قطعی قابل اعمال است.
  • ب) فرایند رسیدگی باید امکان بهره‌مندی از حقوق قانونی طرفین را فراهم کند.
  • ج) تضمین حقوق طرفین به معنای ترجیح همیشگی یکی از طرفین است.
  • د) ماده ۲ فقط حقوق مقام قضایی را تضمین می‌کند.








  • الف) استناد به ماده ۲ کافی است و نیازی به بررسی مقررات اختصاصی نیست.
  • ب) اقدام قضایی به تشخیص شخصی مقام رسیدگی‌کننده واگذار شده است.
  • ج) علاوه بر توجه به اصل قانون‌مندی ماده ۲، باید حکم اختصاصی و شرایط قانونی همان اقدام بررسی شود.
  • د) فقط نتیجه نهایی پرونده اهمیت دارد و مبنای اقدام بررسی نمی‌شود.



مبانی و مستندات قانونی مرتبط

ماده ۱ قانون آیین دادرسی کیفری

ماده ۱ قلمرو آیین دادرسی کیفری و موضوعاتی را که این مجموعه مقررات برای آنها وضع شده است معرفی می‌کند. ماده ۲ پس از آن، اصولی را بیان می‌کند که دادرسی باید بر اساس آنها انجام شود.

ماده ۳ قانون آیین دادرسی کیفری

ماده ۳ بر بی‌طرفی و استقلال مراجع قضایی، رسیدگی در کوتاه‌ترین مهلت ممکن و جلوگیری از اختلال یا طولانی شدن فرایند دادرسی تأکید دارد. این ماده از حیث اداره منصفانه و قانون‌مند رسیدگی با ماده ۲ مرتبط است.

ماده ۴ قانون آیین دادرسی کیفری

ماده ۴ اصل برائت را بیان می‌کند و هرگونه اقدام محدودکننده یا سالب آزادی و ورود به حریم خصوصی را تابع حکم قانون، رعایت مقررات و نظارت مقام قضایی می‌داند.

ماده ۵ قانون آیین دادرسی کیفری

ماده ۵ درباره آگاه شدن متهم در اسرع وقت از موضوع و ادله اتهام و بهره‌مندی او از حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مقرر در قانون است.

ماده ۶ قانون آیین دادرسی کیفری

ماده ۶ بر آگاه کردن متهم، بزه‌دیده، شاهد و سایر اشخاص ذی‌ربط از حقوق خود و فراهم کردن سازوکارهای رعایت و تضمین این حقوق تأکید می‌کند.

ماده ۷ قانون آیین دادرسی کیفری

ماده ۷ رعایت حقوق شهروندی مقرر در قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی را در تمام مراحل دادرسی کیفری الزامی می‌داند.

آرای قضایی و نظریات مشورتی مرتبط

در این صفحه، رأی وحدت رویه یا نظریه مشورتی مشخصی که ارتباط مستقیم آن با تفسیر ماده ۲ و متن معتبر آن احراز شده باشد، نقل نشده است. برای جلوگیری از انتساب نادرست، از درج شماره رأی یا نظریه بدون بررسی متن اصلی خودداری شده است.

پیشینه تقنینی

قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری

در قانون آیین دادرسی کیفری پیشین، مصوب ۱۳۷۸، ماده ۱ مجموعه اصول و مقررات مربوط به کشف و تحقیق جرایم، تعقیب مجرمان، رسیدگی، صدور رأی، تجدیدنظر، اجرای احکام و تعیین وظایف و اختیارات مقامات قضایی را معرفی می‌کرد.

در قانون مصوب ۱۳۹۲، ماده ۱ تعریف و قلمرو آیین دادرسی کیفری را بیان می‌کند و ماده ۲ به‌طور مستقل بر قانون‌مندی دادرسی، تضمین حقوق طرفین و اعمال یکسان قواعد در شرایط مساوی تأکید دارد. این تفکیک، جایگاه اصول حاکم بر دادرسی را در ساختار فصل نخست روشن‌تر کرده است.

قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲

قانون آیین دادرسی کیفری در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۰۴ تصویب شد. ماده ۲ در فصل نخست بخش کلیات قرار دارد و در کنار مواد ۳ تا ۷، مجموعه‌ای از اصول راهبردی مربوط به شیوه رسیدگی و حقوق اشخاص را بیان می‌کند.

منابع و مآخذ

مواد مرتبط

مواد مرتبط