ماده ۲۰ قانون مدنی

از ویکی داد
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ماده

۲۰

● معتبر

کلیه دیون، از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستأجره، از حیث صلاحیت محاکم، در حکم منقول است، ولو این که مبیع یا عین مستأجره از اموال غیرمنقوله باشد.

تعاریف اصطلاحات

دین
تعهد مالی شخص به دیگری که ذمه او را به پرداخت یا انجام تعهد مالی مشغول می‌کند.

قرض
قراردادی که به موجب آن مال به دیگری تملیک می‌شود تا مثل آن از حیث مقدار، جنس و وصف یا در حدود مقرر قانونی مسترد شود.

ثمن
عوضی که خریدار در عقد بیع در برابر مبیع بر عهده می‌گیرد.

مال‌الاجاره
اجرت و عوضی که مستأجر در برابر منافع عین مستأجره به موجر می‌پردازد.

مال منقول
مالی که جابه‌جایی آن بدون تلف یا ورود خرابی به خود مال یا محل آن ممکن باشد.

صلاحیت محلی دادگاه
اختیار قانونی دادگاه مشخص از حیث حوزه جغرافیایی برای رسیدگی به دعوا.


وضعیت: معتبر

تاریخ تصویب: 1307-02-18



سابقه تقنینی

هیچ نتیجه


ماده ۲۰ قانون مدنی یک قاعده خاص درباره آثار شکلی و صلاحیتی دیون است. مطابق این ماده، دیون از قبیل قرض، ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستأجره، از حیث صلاحیت محاکم در حکم مال منقول هستند؛ بنابراین غیرمنقول بودن مال موضوع قرارداد، لزوماً دعوای مطالبه وجه ناشی از آن را تابع دعوای راجع به مال غیرمنقول نمی‌کند.

منبع و کنترل متن: متن ماده و وضعیت آن با نسخه منتشرشده در شناسنامه قانون قابل تطبیق است. مشاهده نسخه رسمی ماده ۲۰

📝 نمونه تست‌های آزمونی

سؤالات تألیفی و آموزشی مستند به ماده ۲۰ قانون مدنی



مطابق ماده ۲۰ قانون مدنی، کلیه دیون از حیث صلاحیت محاکم در چه حکمی قرار دارند؟(تألیفی ـ مستند به متن قانون)

  • الف) در حکم غیرمنقول
  • ب) در حکم منقول
  • ج) تابع محل وقوع مال موضوع دین
  • د) تابع توافق طرفین در همه موارد




اگر دعوا مربوط به مطالبه ثمن ناشی از فروش یک مال غیرمنقول باشد، ثمن از حیث صلاحیت محاکم چه حکمی دارد؟(تألیفی ـ مفهومی)

  • الف) چون مبیع غیرمنقول است، ثمن نیز غیرمنقول محسوب می‌شود.
  • ب) ثمن از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است.
  • ج) ثمن همیشه تابع محل وقوع ملک است.
  • د) ثمن فقط با اجازه دادگاه قابل مطالبه است.




مطابق ماده ۲۰ قانون مدنی، مطالبه مال‌الاجاره عین مستأجره غیرمنقول از حیث صلاحیت محاکم چه وضعیتی دارد؟(تألیفی ـ تحلیلی)

  • الف) غیرمنقول محسوب می‌شود.
  • ب) در حکم منقول محسوب می‌شود.
  • ج) فقط در دادگاه محل وقوع ملک قابل طرح است.
  • د) تابع محل تنظیم اجاره‌نامه است و هیچ استثنایی ندارد.




مطابق رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، دعوای مطالبه مهریه از حیث صلاحیت دادگاه با توجه به ماده ۲۰ قانون مدنی چه وضعیتی دارد؟(تألیفی ـ تحلیلی)

  • الف) چون مهریه ناشی از نکاح است، دعوا حتماً غیرمنقول است.
  • ب) مهریه دین ناشی از عقد نکاح است و از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است.
  • ج) دعوای مهریه فقط در محل وقوع ملک قابل طرح است.
  • د) ماده ۲۰ در دعوای مهریه قابل استناد نیست.




شرح و توضیح ماده

در حکم منقول بودن دیون از حیث صلاحیت محاکم


خلاصه مطلب

ماده ۲۰ قانون مدنی مقرر می‌کند دیون از قبیل قرض، ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستأجره، صرف‌نظر از منقول یا غیرمنقول بودن مال موضوع قرارداد، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول هستند.

این ماده در عمل یعنی چه؟

ماده ۲۰ یک تفاوت مهم میان «ماهیت دین» و «نوع مال موضوع منشأ دین» ایجاد می‌کند. ممکن است منشأ یک دین، معامله‌ای درباره مال غیرمنقول باشد، اما خود دین از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول تلقی شود.

برای مثال، اگر شخصی ملکی را خریداری کند و در یک دعوا مطالبه ثمن معامله مطرح شود، غیرمنقول بودن ملک لزوماً موجب نمی‌شود دعوای مطالبه ثمن، دعوای راجع به مال غیرمنقول تلقی شود. حکم ماده ۲۰ دقیقاً برای چنین تفکیکی اهمیت دارد.

همین منطق در مورد مال‌الاجاره نیز جاری است. مال‌الاجاره عین مستأجره، حتی زمانی که عین مستأجره یک آپارتمان، زمین یا ساختمان باشد، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است.

این حکم باید در کنار مقررات صلاحیت محلی قانون آیین دادرسی مدنی، به‌ویژه مواد ۱۱، ۱۲ و ۱۳، و آرای وحدت رویه مرتبط تفسیر شود.

رأی وحدت رویه شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۳/۰۹/۰۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، دعاوی مطالبه وجوه مربوط به اموال غیرمنقول را که از عقود و قراردادها ناشی شده‌اند، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول دانسته است. رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ مورخ ۱۳۸۶/۰۸/۰۱ نیز با استناد به ماده ۲۰، دعوای مطالبه مهریه را از حیث صلاحیت محلی مشمول ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی دانسته است.

نکات مهم

۱. ماده ۲۰ درباره «کلیه دیون» حکم کلی مقرر کرده است.

۲. دیون از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول هستند.

۳. قرض، ثمن مبیع و مال‌الاجاره از مثال‌های صریح ماده هستند.

۴. غیرمنقول بودن مبیع یا عین مستأجره مانع اجرای این حکم از حیث صلاحیت محاکم نیست.

۵. ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی اصل صلاحیت دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول را در دعاوی راجع به اموال غیرمنقول بیان می‌کند.

۶. ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی در دعاوی بازرگانی و دعاوی راجع به اموال منقول ناشی از عقد یا قرارداد، انتخاب برخی دادگاه‌ها را برای خواهان پیش‌بینی می‌کند.

۷. رأی وحدت رویه شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۳/۰۹/۰۵ در خصوص دعاوی مطالبه وجوه مربوط به غیرمنقول، از مهم‌ترین آرای مرتبط با ماده ۲۰ است.

۸. رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ مورخ ۱۳۸۶/۰۸/۰۱ ماده ۲۰ را در دعوای مطالبه مهریه مورد استناد قرار داده است.

مثال کاربردی

شخصی ملکی را اجاره داده و مستأجر مال‌الاجاره ماه‌های گذشته را نپرداخته است. دعوای مطالبه مال‌الاجاره، با وجود غیرمنقول بودن عین مستأجره، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است.

توجه

منقول تلقی شدن دین در ماده ۲۰ ناظر به «صلاحیت محاکم» است. بنابراین نباید از این ماده نتیجه گرفت که خود ملک یا عین غیرمنقول، از نظر ماهیت حقوقی به مال منقول تبدیل شده است.

تحلیل حقوقی و تفسیری

مقصود از «در حکم منقول»

ماده ۲۰ نمی‌گوید هر دینی در همه آثار حقوقی یک مال منقول واقعی است؛ بلکه صراحتاً این حکم را «از حیث صلاحیت محاکم» مقرر کرده است. بنابراین اثر اصلی ماده در تعیین صلاحیت محلی دادگاه‌ها و تشخیص نوع دعوا از این حیث است.

تفکیک دین از مال موضوع قرارداد

در قرارداد فروش ملک، خود ملک غیرمنقول است اما طلب فروشنده بابت ثمن، یک دین است. ماده ۲۰ سبب می‌شود این دین از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول تلقی شود. همین تفکیک، مبنای بسیاری از اختلافات صلاحیتی در دعاوی مالی مربوط به املاک است.

رابطه با ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی

ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی اصل را در دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول بر صلاحیت دادگاه محل وقوع ملک گذاشته است. اما دعوایی که صرفاً برای مطالبه یک دین ناشی از قرارداد مربوط به مال غیرمنقول اقامه می‌شود، با توجه به ماده ۲۰ ممکن است از حیث صلاحیت، تابع احکام دعاوی منقول باشد.

رابطه با ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی

ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی در دعاوی بازرگانی و دعاوی راجع به اموال منقول که از عقود و قراردادها ناشی شده‌اند، امکان مراجعه به دادگاه محل وقوع عقد یا محل انجام تعهد را برای خواهان پیش‌بینی می‌کند. رأی وحدت رویه شماره ۳۱ و به طور خاص رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵، ارتباط ماده ۲۰ با این مقرره را در دعاوی پولی روشن کرده‌اند.

رأی وحدت رویه شماره ۳۱

رأی وحدت رویه شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۳/۰۹/۰۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، دعاوی مطالبه وجوه مربوط به غیرمنقول ناشی از عقود و قراردادها را از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول دانسته است. این رأی همچنان یکی از مبانی اصلی تفسیر ماده ۲۰ در مسائل صلاحیت محلی است.

رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ و مطالبه مهریه

هیأت عمومی دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ مورخ ۱۳۸۶/۰۸/۰۱، با استناد به ماده ۲۰ قانون مدنی و ماده ۱۰۸۲ همان قانون، دعوای مطالبه مهریه را از حیث صلاحیت دادگاه مشمول ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی دانست. این رأی، نمونه روشنی از اثر عملی ماده ۲۰ در یک دین ناشی از عقد است.

تمایز دعوای مطالبه وجه از دعوای راجع به عین

هر دعوایی که منشأ آن یک مال غیرمنقول باشد، الزاماً دعوای «راجع به مال غیرمنقول» محسوب نمی‌شود. باید دید خواسته دعوا مستقیماً به عین یا حقوق عینی ملک مربوط است یا مطالبه یک دین و وجه ناشی از قرارداد است. این تفکیک در تعیین صلاحیت محلی اهمیت اساسی دارد.

مبانی و فلسفه حکم

ماده ۲۰ برای ایجاد یک معیار روشن در تعیین صلاحیت محاکم، میان خود مال و دین ناشی از آن تفکیک ایجاد می‌کند. در بسیاری از روابط معاملاتی، منشأ طلب ممکن است مال غیرمنقول باشد؛ اما موضوع مستقیم دعوا صرفاً دریافت وجه یا اجرای یک تعهد مالی باشد.

اگر صرفاً غیرمنقول بودن منشأ دین موجب غیرمنقول تلقی شدن دعوای مطالبه وجه می‌شد، در دعاوی متعدد مالی، تشخیص دادگاه صالح با پیچیدگی بیشتری مواجه می‌گردید.

بنابراین قانونگذار با قرار دادن دیون در حکم منقول از حیث صلاحیت محاکم، یک قاعده خاص برای مسائل صلاحیتی ایجاد کرده و آرای وحدت رویه نیز حدود و کاربرد آن را در دعاوی مطالبه وجوه و دیون قراردادی روشن کرده‌اند.

پیشینه تقنینی ماده ۲۰

تصویب — ۱۸/۰۲/۱۳۰۷
ماده ۲۰ در قانون مدنی، در فصل دوم مربوط به اموال منقول، برای تعیین وضعیت دیون از حیث صلاحیت محاکم تصویب شد و دیون را حتی در موارد مربوط به اموال غیرمنقول در حکم منقول قرار داد.

وضعیت اصلاحی
در منابع تنقیحی مورد بررسی، ماده ۲۰ سابقه اصلاح مستقل در متن ماده ندارد و حکم آن در ساختار فعلی قانون مدنی حفظ شده است.

تکامل در رویه قضایی
در سال‌های بعد، آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور، به‌ویژه رأی شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۳/۰۹/۰۵ و رأی شماره ۷۰۵ مورخ ۱۳۸۶/۰۸/۰۱، نحوه اثرگذاری ماده ۲۰ بر صلاحیت محلی در دعاوی مطالبه وجوه و دیون قراردادی را تبیین کردند.

مبانی و مستندات قانونی

مصادیق عملی و سوابق اجرایی

مطالبه مال‌الاجاره ملک
اگر موجر برای مطالبه اجاره‌بهای معوقه یک آپارتمان یا ملک تجاری دعوا اقامه کند، خواسته اصلی مطالبه دین است. ماده ۲۰ باعث می‌شود این دین از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول باشد، نه اینکه صرفاً به دلیل غیرمنقول بودن ملک، دعوا عیناً تابع احکام دعاوی راجع به عین غیرمنقول شود.



مطالبه ثمن معامله ملک
در دعوای مطالبه ثمن ناشی از فروش یک قطعه زمین یا ساختمان، خواسته دعوا ممکن است صرفاً دریافت وجه باشد. ماده ۲۰ و رأی وحدت رویه شماره ۳۱ در تعیین وضعیت صلاحیتی چنین دعاوی اهمیت دارند.

مشاهده رأی وحدت رویه شماره ۳۱



مطالبه مهریه
رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ مورخ ۱۳۸۶/۰۸/۰۱ از روشن‌ترین نمونه‌های کاربرد ماده ۲۰ است. هیأت عمومی دیوان عالی کشور با توجه به اینکه مهر دین ناشی از عقد نکاح است و به موجب ماده ۲۰ از حیث صلاحیت در حکم منقول است، مقررات ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی را درباره صلاحیت محلی قابل اعمال دانسته است.

مشاهده رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵



مطالبه وجوه ناشی از قرارداد مربوط به ملک
رأی وحدت رویه شماره ۳۱ مبنای مهمی برای تفکیک دعوای مطالبه وجه ناشی از قرارداد از دعاوی مستقیم مربوط به عین غیرمنقول است. به همین دلیل، در دعاوی مالی مرتبط با املاک باید خواسته دقیق دادخواست مشخص شود.



نظریه مشورتی درباره اجرت‌المثل و مال‌الاجاره
در نظریه مشورتی شماره ۷/۹۵/۲۷۱ مورخ ۱۳۹۵/۰۲/۱۴، اداره کل حقوقی قوه قضاییه با توجه به ماده ۲۰ قانون مدنی و رأی وحدت رویه شماره ۳۱، دعاوی مطالبه وجوه مربوط به اموال غیرمنقول که ناشی از عقود و قراردادها هستند، از جمله مال‌الاجاره را از حیث صلاحیت در حکم منقول دانسته است.

مشاهده متن و سوابق نظریه مشورتی

منابع پژوهشی و مطالعات تکمیلی

منابع قانونی و تنقیحی

آرای وحدت رویه و رویه قضایی

نظریات مشورتی

مواد مرتبط

رده‌های مرتبط

جمع‌بندی

ماده ۲۰ قانون مدنی مقرر می‌کند کلیه دیون، از جمله قرض، ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستأجره، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول هستند.

اهمیت ماده در این است که غیرمنقول بودن مال موضوع قرارداد، به خودی خود موجب غیرمنقول شدن دعوای مطالبه دین ناشی از آن نمی‌شود.

رأی وحدت رویه شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۳/۰۹/۰۵ و رأی وحدت رویه شماره ۷۰۵ مورخ ۱۳۸۶/۰۸/۰۱ از مهم‌ترین آرای مرتبط با این حکم هستند و نحوه استفاده از ماده ۲۰ را در دعاوی مطالبه وجوه و مهریه روشن کرده‌اند.

در نتیجه، برای تشخیص دادگاه صالح باید ابتدا ماهیت دقیق خواسته مشخص شود: آیا دعوا مستقیماً درباره عین یا حقوق عینی مال غیرمنقول است، یا موضوع آن مطالبه یک دین و وجه ناشی از قرارداد است.