ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری
مفاهیم کلیدی ماده ۲
مؤسسه دولتی
واحد سازمانی مشخصی که به موجب قانون ایجاد شده یا میشود، استقلال حقوقی دارد و بخشی از وظایف و امور قانونی را انجام میدهد.
واحد سازمانی مشخص
ساختار سازمانی معین و قابل شناسایی که دارای جایگاه، وظایف و صلاحیتهای مشخص در نظام حقوقی و اداری است.
ایجاد به موجب قانون
تأسیس مؤسسه دولتی باید دارای مبنای قانونی باشد و صرف تصمیم داخلی یک دستگاه برای ایجاد آن کافی نیست.
استقلال حقوقی
مؤسسه از نظر حقوقی شخصیت و هویت مستقل دارد و میتواند در حدود صلاحیت قانونی خود دارای حقوق و تکالیف باشد.
وظایف و امور قانونی
مؤسسه دولتی بخشی از وظایف و اموری را انجام میدهد که بر عهده قوا یا سایر مراجع قانونی قرار گرفته است.
قوای سهگانه
قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که بخشی از وظایف قانونی آنها ممکن است به مؤسسات دارای شخصیت حقوقی واگذار شود.
سازمانهای نامبرده در قانون اساسی
سازمانهایی که قانون اساسی آنها را نام برده و ماده ۲ آنها را در حکم مؤسسه دولتی شناخته است.
مؤسسه وابسته به دولت
عنوانی متفاوت از «مؤسسه دولتی» که صرف وابستگی سازمانی یا اداری، آن را به مؤسسه دولتی تبدیل نمیکند.
وضعیت: معتبر
تاریخ تصویب: 1386-07-08
سابقه تقنینی
هیچ نتیجه
ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری یکی از تعاریف بنیادی فصل اول قانون است و مفهوم «مؤسسه دولتی» را در ساختار حقوق اداری ایران مشخص میکند.
بر اساس این ماده، مؤسسه دولتی باید واجد عناصر اساسی مشخصی باشد: «واحد سازمانی مشخص»، «ایجاد به موجب قانون»، «استقلال حقوقی» و «انجام بخشی از وظایف و امور قانونی».
قسمت پایانی ماده نیز حکم ویژهای درباره سازمانهایی که در قانون اساسی نام برده شدهاند مقرر کرده و آنها را «در حکم مؤسسه دولتی» شناخته است.
اهمیت این تعریف در آن است که مؤسسه دولتی از نظر حقوقی با وزارتخانه، شرکت دولتی، مؤسسه یا نهاد عمومی غیردولتی و واحدهای داخلی دستگاهها یکسان نیست. تشخیص صحیح ماهیت حقوقی هر دستگاه میتواند در تعیین مقررات اداری، استخدامی، مالی و نحوه طرح دعاوی مؤثر باشد.
منبع و کنترل متن: متن ماده ۲ و وضعیت قانون با نسخه منتشرشده در شناسنامه قانون و مجموعههای تنقیحی مقررات اداری و استخدامی تطبیق داده شده است. قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۶/۰۷/۰۸ در سال ۱۳۹۷ دائمی شده و ماده ۲ همچنان در ساختار قانون به عنوان تعریف «مؤسسه دولتی» مورد استناد قرار میگیرد.
📝 نمونه تستهای آزمونی
سؤالات تألیفی و آموزشی مستند به ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری
مطابق ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری، کدام گزینه تعریف دقیقتری از مؤسسه دولتی ارائه میدهد؟(تألیفی ـ مستند به متن قانون)
کدام ویژگی در ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری صراحتاً برای مؤسسه دولتی ذکر شده است؟(تألیفی ـ مفهومی)
بر اساس ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری، مؤسسه دولتی چگونه ایجاد میشود؟(تألیفی ـ تحلیلی)
کدام گزینه تفاوت مهم مؤسسه دولتی موضوع ماده ۲ با وزارتخانه موضوع ماده ۱ را بهتر بیان میکند؟(تألیفی ـ مقایسهای)
تحلیل حقوقی و تفسیری
۱. مؤسسه دولتی به عنوان واحد سازمانی مشخص
قانونگذار تعریف مؤسسه دولتی را با عبارت «واحد سازمانی مشخص» آغاز کرده است. بنابراین وجود یک ساختار سازمانی قابل شناسایی، نخستین عنصر این عنوان است.
منظور از واحد سازمانی مشخص، صرف وجود مجموعهای از کارکنان یا یک ساختار اداری نیست؛ بلکه باید جایگاه، وظایف، حدود صلاحیت و مبنای حقوقی آن قابل شناسایی باشد.
از این جهت، هر اداره، دفتر، معاونت یا مرکز داخلی یک وزارتخانه لزوماً مؤسسه دولتی محسوب نمیشود.
۲. شرط ایجاد مؤسسه دولتی به موجب قانون
ماده ۲ مقرر میکند مؤسسه دولتی «به موجب قانون ایجاد شده یا میشود».
این عبارت نشاندهنده اهمیت مبنای قانونی ایجاد مؤسسه است. شخص حقوقی عمومی نمیتواند صرفاً با یک تصمیم داخلی اداری و بدون مبنای قانونی لازم ایجاد شود.
بنابراین در تشخیص ماهیت یک سازمان، نخستین سندی که باید بررسی شود قانون تأسیس یا قانون خاص ایجادکننده آن است.
۳. مفهوم استقلال حقوقی
«استقلال حقوقی» مهمترین عنصر صریح در تعریف مؤسسه دولتی موضوع ماده ۲ است.
منظور از استقلال حقوقی آن است که مؤسسه از نظر حقوقی واحدی مستقل و قابل شناسایی باشد و بتواند در حدود صلاحیت قانونی خود دارای حقوق و تکالیف شده و طرف حق و تعهد قرار گیرد.
این مفهوم نباید بدون مستند قانونی به معنای استقلال کامل مالی، اداری یا سیاسی تفسیر شود.
۴. استقلال حقوقی در برابر استقلال اداری و مالی
یکی از نکات مهم در فهم ماده ۲، تفکیک استقلال حقوقی از استقلال اداری و مالی است.
ممکن است یک مؤسسه شخصیت حقوقی مستقل داشته باشد، اما در امور بودجهای، استخدامی، مدیریتی یا اداری تحت نظارت یک مرجع قانونی دیگر قرار گیرد.
بنابراین برای تشخیص میزان استقلال مالی یا اداری مؤسسه باید قانون تأسیس، اساسنامه، قانون بودجه، قانون محاسبات عمومی و مقررات خاص آن بررسی شود.
۵. انجام بخشی از وظایف و امور قانونی
مؤسسه دولتی برای انجام بخشی از وظایف و اموری ایجاد میشود که بر عهده یکی از قوای سهگانه یا سایر مراجع قانونی قرار دارد.
عبارت «بخشی از» نشان میدهد که مؤسسه لزوماً تمام وظایف یک قوه یا مرجع قانونی را بر عهده ندارد؛ بلکه در حدود مأموریت قانونی خود بخشی از وظایف عمومی را اجرا میکند.
۶. منظور از قوای سهگانه
ماده ۲ از قوای سهگانه یعنی قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه نام برده است.
این عبارت باید در ارتباط با ساختار قانون اساسی و قوانین خاص هر قوه تفسیر شود. بنابراین قرار گرفتن یک مؤسسه در ارتباط سازمانی با یکی از قوا، به تنهایی به معنای شمول تمام احکام قانون مدیریت خدمات کشوری نیست.
۷. مفهوم سایر مراجع قانونی
عبارت «سایر مراجع قانونی» دامنه تعریف را صرفاً به سه قوه محدود نمیکند.
هرگاه قانون انجام وظایف عمومی مشخصی را به مرجع یا سازمانی واگذار کند، برای تشخیص وضعیت حقوقی آن باید به قانون ایجادکننده، حدود صلاحیت و مقررات خاص آن مراجعه کرد.
۸. تفاوت مؤسسه دولتی با وزارتخانه
ماده ۱ وزارتخانه را واحد سازمانی مشخصی معرفی میکند که تحقق اهداف دولت را بر عهده دارد و توسط وزیر اداره میشود.
در ماده ۲، قانونگذار برای مؤسسه دولتی عنصر «استقلال حقوقی» را تصریح کرده است.
بنابراین وزارتخانه و مؤسسه دولتی دو عنوان حقوقی متفاوتاند و نباید آنها را مترادف دانست.
۹. تفاوت مؤسسه دولتی با شرکت دولتی
شرکت دولتی در ماده ۴ قانون مدیریت خدمات کشوری تعریف خاص خود را دارد و معیارهای سرمایه و سهام و ساختار شرکت در آن اهمیت دارد.
بنابراین صرف دولتی بودن یا تعلق یک واحد به دولت، برای اطلاق عنوان مؤسسه دولتی کافی نیست.
۱۰. تفاوت مؤسسه دولتی با مؤسسه یا نهاد عمومی غیردولتی
ماده ۳ قانون مدیریت خدمات کشوری برای مؤسسه یا نهاد عمومی غیردولتی معیارهای متفاوتی مقرر کرده است.
از جمله، استقلال حقوقی، ایجاد با تصویب مجلس و تأمین بیش از پنجاه درصد بودجه سالانه از منابع غیردولتی در تعریف قانونی آن نقش دارد.
در نتیجه، مؤسسه دولتی و مؤسسه عمومی غیردولتی دو عنوان حقوقی متفاوت هستند.
۱۱. تفاوت مؤسسه دولتی با مؤسسه وابسته به دولت
عنوان «مؤسسه وابسته به دولت» را نباید با عنوان قانونی «مؤسسه دولتی» یکسان دانست.
در نظریه مشورتی شماره ۶۱۸۵/۷ مورخ ۱۳۸۶/۰۹/۱۹ اداره کل حقوقی قوه قضائیه، میان عناوین قانونی مؤسسه دولتی، شرکت دولتی و تعبیر مؤسسه یا شرکت وابسته به دولت تفکیک شده است.
بنابراین صرف وابستگی سازمانی یا اداری به دولت یا یک وزارتخانه برای احراز عنوان مؤسسه دولتی کافی نیست.
۱۲. سازمانهای نامبردهشده در قانون اساسی
قسمت دوم ماده ۲ مقرر میکند کلیه سازمانهایی که در قانون اساسی نام برده شدهاند «در حکم مؤسسه دولتی» شناخته میشوند.
این قسمت را باید یک حکم خاص قانونی دانست.
در اینجا قانونگذار برای سازمانهای مشمول، عنوان «در حکم» را به کار برده و از این طریق آنها را در چارچوب قانون مدیریت خدمات کشوری در این طبقه قرار داده است.
۱۳. حدود مفهوم «در حکم مؤسسه دولتی»
عبارت «در حکم» از نظر حقوقی با این گزاره که همه این سازمانها از هر جهت و در تمام قوانین، عیناً مؤسسه دولتی هستند تفاوت دارد.
حکم قسمت دوم ماده ۲ باید در محدوده قانون مدیریت خدمات کشوری و در کنار قوانین خاص هر سازمان تفسیر شود.
بنابراین نباید از این عبارت، بدون توجه به قوانین خاص، نتیجه گرفت که تمام مقررات مربوط به وزارتخانهها یا مؤسسات دولتی عیناً و بدون استثنا درباره همه سازمانهای نامبرده در قانون اساسی اجرا میشود.
۱۴. سازمانهای نامبرده در قانون اساسی و قوانین خاص
قانون اساسی برای برخی سازمانها و نهادها ساختار، وظایف و صلاحیتهای خاص تعیین کرده است.
از این رو، هنگام بررسی وضعیت آنها باید دو سطح را از یکدیگر تفکیک کرد: نخست حکم عام ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری و دوم مقررات خاص قانون اساسی و قوانین عادی مربوط به همان سازمان.
۱۵. رابطه ماده ۲ با ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری
ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری «دستگاه اجرایی» را تعریف میکند و مؤسسات دولتی را در شمار دستگاههای اجرایی قرار میدهد.
بنابراین مؤسسه دولتی یکی از انواع دستگاههای اجرایی است، اما «دستگاه اجرایی» مفهومی گستردهتر از مؤسسه دولتی دارد.
این تفکیک برای تعیین دامنه مقررات اداری و استخدامی اهمیت زیادی دارد.
۱۶. رابطه ماده ۲ با ماده ۱۱۷
تشخیص اینکه یک واحد مؤسسه دولتی است، به تنهایی برای تعیین تمام احکام قابل اجرا نسبت به آن کافی نیست.
پس از تعیین ماهیت حقوقی دستگاه، باید ماده ۱۱۷ و قوانین خاص مربوط به شمول یا استثنای دستگاه نیز بررسی شود.
بنابراین میان «مؤسسه دولتی بودن» و «مشمول بودن تمام احکام قانون مدیریت خدمات کشوری» باید تفکیک کرد.
۱۷. مؤسسه دولتی و شخصیت حقوقی
استقلال حقوقی، مؤسسه دولتی را از واحدهای داخلی فاقد شخصیت حقوقی مستقل متمایز میکند.
اداره کل، معاونت، دفتر یا واحد داخلی یک دستگاه ممکن است جایگاه سازمانی مشخصی داشته باشد، اما صرف این امر به معنای داشتن شخصیت حقوقی مستقل نیست.
۱۸. مؤسسه دولتی و صلاحیت انعقاد قرارداد
استقلال حقوقی میتواند در تعیین توانایی مؤسسه برای ایجاد حقوق و تعهدات اهمیت داشته باشد.
با این حال، حدود اختیار مؤسسه برای انعقاد قرارداد، انجام معامله یا ایجاد تعهد مالی باید از قانون ایجادکننده، اساسنامه و مقررات مالی و معاملاتی حاکم بر آن استخراج شود.
بنابراین استقلال حقوقی به معنای اختیار نامحدود در ایجاد تعهد نیست.
۱۹. مؤسسه دولتی و صلاحیتهای اداری
مؤسسه دولتی فقط در حدود صلاحیت قانونی خود میتواند اقدام کند.
شخصیت حقوقی مستقل به تنهایی منشأ صلاحیت عمومی نامحدود نیست و صلاحیتهای هر مؤسسه باید مستند به قانون یا مقررات معتبر مبتنی بر قانون باشد.
۲۰. مؤسسه دولتی و دعاوی قضایی و اداری
ماهیت حقوقی مؤسسه میتواند در تعیین طرف دعوا، مرجع رسیدگی، مقررات حاکم بر تصمیمات و آثار احکام قضایی مؤثر باشد.
در یک دعوای اداری باید مشخص شود که طرف شکایت شخصیت حقوقی مستقل دارد یا صرفاً واحدی داخلی از یک دستگاه دیگر است.
۲۱. مؤسسه دولتی و رویه دیوان عدالت اداری
در رویه دیوان عدالت اداری، تفکیک میان وزارتخانه، مؤسسه دولتی، شرکت دولتی و اشخاص حقوقی تابع قوانین خاص در موارد مختلف اهمیت پیدا میکند.
برای نمونه، در دادنامه شماره ۲۶۰۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، در بررسی مقررات مربوط به مناطق آزاد، میان سازمانهای مناطق آزاد و وزارتخانهها و مؤسسات دولتی از حیث مبانی قانونی و تعاریف مقرر در قانون مدیریت خدمات کشوری تفکیک شده است.
این رأی را میتوان به عنوان نمونهای از اهمیت تشخیص صحیح ماهیت حقوقی دستگاه در تعیین مقررات قابل اعمال مورد استفاده قرار داد.
۲۲. مؤسسه دولتی و قوانین خاص
ممکن است یک مؤسسه علاوه بر قانون مدیریت خدمات کشوری، تابع قانون خاص تأسیس، اساسنامه یا مقررات ویژه استخدامی، مالی و معاملاتی باشد.
در چنین مواردی باید قانون عام و قانون خاص در کنار یکدیگر بررسی شوند و قواعد شمول، استثنا و مقررات خاص مورد توجه قرار گیرند.
۲۳. معیار عملی تشخیص مؤسسه دولتی
برای تشخیص اینکه یک واحد مشخص مؤسسه دولتی موضوع ماده ۲ است، میتوان این مراحل را دنبال کرد:
۱. قانون ایجادکننده یا مبنای قانونی واحد شناسایی شود.
۲. وجود شخصیت و استقلال حقوقی بررسی شود.
۳. وظایف و صلاحیتهای قانونی آن مشخص شود.
۴. عنوان حقوقی آن با وزارتخانه، شرکت دولتی، مؤسسه عمومی غیردولتی و سایر اشخاص حقوقی مقایسه شود.
۵. اگر سازمان در قانون اساسی نام برده شده است، قسمت دوم ماده ۲ بررسی شود.
۶. در نهایت ماده ۵ و مقررات شمول و استثنائات، بهویژه ماده ۱۱۷، مورد بررسی قرار گیرد.
مبانی و فلسفه حکم
ماده ۲ با تعریف «مؤسسه دولتی» درصدد ایجاد یک معیار حقوقی برای شناسایی بخشی از سازمانهای عمومی کشور است.
در نظام اداری، همه واحدهایی که با دولت ارتباط دارند از نظر حقوقی ماهیت یکسانی ندارند. وزارتخانه، مؤسسه دولتی، شرکت دولتی و مؤسسه یا نهاد عمومی غیردولتی هر یک دارای تعریف و آثار خاص خود هستند.
تأکید قانونگذار بر «ایجاد به موجب قانون» با اصل قانونی بودن سازمانها و صلاحیتهای عمومی ارتباط دارد و از ایجاد عناوین حقوقی عمومی بدون مبنای قانونی جلوگیری میکند.
تصریح به «استقلال حقوقی» نیز مؤسسه دولتی را از واحدهای داخلی و فاقد شخصیت حقوقی مستقل متمایز میسازد.
همچنین حکم قسمت پایانی ماده درباره سازمانهای نامبردهشده در قانون اساسی، یک قاعده هماهنگکننده برای طبقهبندی این سازمانها در چارچوب قانون مدیریت خدمات کشوری ایجاد میکند.
از این رو، ماده ۲ باید در ارتباط با مواد ۱، ۳، ۴ و ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری و همچنین قوانین خاص تأسیس و مقررات شمول و استثنای دستگاهها مطالعه شود.
پیشینه تقنینی ماده ۲
۱. قانون محاسبات عمومی کشور
پیش از قانون مدیریت خدمات کشوری نیز «مؤسسه دولتی» در قوانین مالی و اداری تعریف شده بود. ماده ۳ قانون محاسبات عمومی کشور مصوب ۱۳۶۶، مؤسسه دولتی را واحد سازمانی مشخصی میداند که به موجب قانون ایجاد و زیر نظر یکی از قوای سهگانه اداره میشود و عنوان وزارتخانه ندارد.
۲. تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری ـ ۱۳۸۶
ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری تعریف جدیدی از مؤسسه دولتی ارائه کرد و علاوه بر ایجاد به موجب قانون، عنصر «استقلال حقوقی» و انجام بخشی از وظایف و امور قانونی را مورد تصریح قرار داد.
۳. اجرای آزمایشی قانون
قانون مدیریت خدمات کشوری در ابتدا به صورت آزمایشی اجرا شد و ماده ۲ در این دوره نیز یکی از مبانی شناسایی مؤسسات دولتی در چارچوب قانون بود.
۴. دائمی شدن قانون مدیریت خدمات کشوری
با تصویب قانون دائمی شدن قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۹۷، وضعیت قانون از آزمایشی به دائمی تبدیل شد و ماده ۲ در ساختار قانون استمرار یافت.
۵. استمرار تفکیک عناوین حقوقی مشابه
در مقررات و نظریات حقوقی بعدی نیز تفکیک میان مؤسسه دولتی، شرکت دولتی، مؤسسه عمومی غیردولتی و مؤسسه وابسته به دولت مورد توجه قرار گرفته است.
مبانی و مستندات قانونی
- ماده ۱ قانون مدیریت خدمات کشوری — تعریف وزارتخانه
- ماده ۳ قانون مدیریت خدمات کشوری — تعریف مؤسسه یا نهاد عمومی غیردولتی
- ماده ۴ قانون مدیریت خدمات کشوری — تعریف شرکت دولتی
- ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری — تعریف دستگاه اجرایی
- ماده ۲۹ قانون مدیریت خدمات کشوری — ساختار سازمانی دستگاههای اجرایی
- ماده ۱۱۷ قانون مدیریت خدمات کشوری — شمول و استثنائات قانون
- ماده ۱۲۷ قانون مدیریت خدمات کشوری — اثر قانون بر قوانین و مقررات مغایر
- اصل ۵۷ قانون اساسی — تفکیک قوای حاکم
- اصل ۵۸ قانون اساسی — اعمال قوه مقننه
- اصل ۶۰ قانون اساسی — اعمال قوه مجریه
- اصل ۶۱ قانون اساسی — اعمال قوه قضائیه
- اصل ۱۵۶ قانون اساسی — وظایف و جایگاه قوه قضائیه
مصادیق عملی و سوابق اجرایی
۱. تشخیص مؤسسه دولتی از روی قانون تأسیس
برای تشخیص اینکه یک سازمان مؤسسه دولتی است یا خیر، نخست باید قانون ایجادکننده آن بررسی شود.
وجود مبنای قانونی ایجاد، شناسایی شخصیت حقوقی، تعیین وظایف و حدود صلاحیت از مهمترین قرائن در تشخیص ماهیت حقوقی سازمان است.
۲. مؤسسه دولتی در برابر وزارتخانه
ممکن است یک مؤسسه با یک وزارتخانه ارتباط سازمانی یا نظارتی داشته باشد، اما صرف این رابطه آن را وزارتخانه نمیکند.
وزارتخانه عنوان خاص ماده ۱ است و مؤسسه دولتی عنوان حقوقی متفاوتی در ماده ۲ دارد.
۳. مؤسسه دولتی در برابر واحد داخلی دستگاه
معاونت، اداره کل، دفتر یا مرکز داخلی یک وزارتخانه ممکن است ساختار سازمانی مشخص داشته باشد، اما صرف این ساختار برای اطلاق عنوان مؤسسه دولتی کافی نیست.
استقلال حقوقی و مبنای قانونی باید احراز شود.
۴. مؤسسه دولتی در برابر شرکت دولتی
شرکت دولتی دارای تعریف خاص ماده ۴ است و معیارهای سرمایه و سهام و ساختار شرکت در آن اهمیت دارد.
بنابراین هر شرکت متعلق به دولت را نباید مؤسسه دولتی تلقی کرد.
۵. سازمانهای نامبردهشده در قانون اساسی
قسمت پایانی ماده ۲ برای سازمانهایی که در قانون اساسی نام برده شدهاند حکم «در حکم مؤسسه دولتی» مقرر کرده است.
این حکم باید همراه با قوانین خاص هر سازمان و مقررات مربوط به شمول قانون مدیریت خدمات کشوری تفسیر شود.
۶. مؤسسه دولتی و قانون محاسبات عمومی
قانون محاسبات عمومی کشور نیز تعریف مستقلی از مؤسسه دولتی دارد. مقایسه ماده ۳ آن قانون با ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری برای مطالعات حقوق اداری و مالی اهمیت دارد.
مشاهده ماده ۳ قانون محاسبات عمومی کشور
۷. مؤسسه وابسته به دولت و تفاوت آن با مؤسسه دولتی
نظریه شماره ۶۱۸۵/۷ اداره کل حقوقی قوه قضائیه از منابع مهم در تفکیک این عناوین است. در این نظریه میان عنوان قانونی مؤسسه دولتی و تعبیر مؤسسه وابسته به دولت تفکیک شده است.
مشاهده نظریه مشورتی شماره ۶۱۸۵/۷
۸. مؤسسه دولتی و شمول قانون مدیریت خدمات کشوری
پس از احراز اینکه یک واحد مؤسسه دولتی است، باید ماده ۵ و مقررات شمول و استثنائات، بهویژه ماده ۱۱۷، بررسی شود.
بنابراین مؤسسه دولتی بودن و مشمول بودن تمام احکام قانون مدیریت خدمات کشوری دو پرسش حقوقی یکسان نیستند.
۹. مؤسسه دولتی و رویه دیوان عدالت اداری
در دادنامه شماره ۲۶۰۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، در بررسی مقررات مربوط به مناطق آزاد، تفاوت میان سازمانهای مناطق آزاد و وزارتخانهها و مؤسسات دولتی از حیث مبانی قانونی مورد توجه قرار گرفته است.
مشاهده دادنامه شماره ۲۶۰۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
۱۰. مؤسسه دولتی و امور استخدامی
ماهیت حقوقی مؤسسه میتواند در تشخیص مقررات استخدامی حاکم اهمیت داشته باشد. با این حال، در هر موضوع استخدامی باید علاوه بر ماده ۲، ماده ۵، ماده ۱۱۷ و قوانین خاص دستگاه نیز بررسی شود.
۱۱. مؤسسه دولتی و مقررات مالی
استقلال حقوقی یک مؤسسه به معنای خروج خودکار آن از نظام مالی و محاسباتی دولت نیست.
نوع بودجه، قانون تأسیس، قانون محاسبات عمومی، قوانین بودجه سنواتی و مقررات خاص مؤسسه میتوانند در تعیین نظام مالی حاکم مؤثر باشند.
۱۲. مؤسسه دولتی و طرف دعوا
در دعاوی اداری و حقوقی، تشخیص شخصیت حقوقی مؤسسه اهمیت عملی دارد؛ زیرا باید مشخص شود دعوا یا شکایت علیه خود مؤسسه دارای شخصیت حقوقی مستقل طرح میشود یا علیه دستگاه بالادستی یا واحدی که فاقد شخصیت حقوقی مستقل است.
۱۳. مؤسسه دولتی و حدود صلاحیت
مؤسسه دولتی فقط در حدود صلاحیت قانونی خود میتواند اقدام کند.
وجود شخصیت حقوقی مستقل، مجوز اعمال صلاحیتهای نامحدود نیست و در موارد تردید باید قانون ایجادکننده و قوانین خاص مرتبط بررسی شود.
منابع پژوهشی و مطالعات تکمیلی
منابع اصلی و اولویتدار
منابع قوانین مالی و اداری
منابع نظری و مشورتی
منابع قضایی و سوابق دیوان عدالت اداری
منابع تکمیلی
ردههای مرتبط
جمعبندی
ماده ۲ قانون مدیریت خدمات کشوری، «مؤسسه دولتی» را واحد سازمانی مشخصی معرفی میکند که:
۱. به موجب قانون ایجاد شده یا میشود؛
۲. دارای استقلال حقوقی است؛
۳. بخشی از وظایف و اموری را که بر عهده یکی از قوای سهگانه و سایر مراجع قانونی است انجام میدهد؛
۴. و در قسمت دوم ماده، سازمانهای نامبردهشده در قانون اساسی نیز در حکم مؤسسه دولتی شناخته میشوند.
مهمترین عنصر تمایزبخش این ماده، «استقلال حقوقی» است؛ با این حال، استقلال حقوقی نباید بدون مستند قانونی با استقلال مطلق مالی، اداری یا مدیریتی یکسان دانسته شود.
مؤسسه دولتی با وزارتخانه، شرکت دولتی و مؤسسه یا نهاد عمومی غیردولتی تفاوت دارد و برای تشخیص هر یک باید به تعریف قانونی همان عنوان و قانون ایجادکننده آن مراجعه کرد.
همچنین عنوان «مؤسسه دولتی» با «مؤسسه وابسته به دولت» یکسان نیست و صرف وابستگی سازمانی برای احراز عنوان قانونی مؤسسه دولتی کافی نیست.
در عمل، برای تشخیص وضعیت یک دستگاه باید ابتدا قانون ایجادکننده و شخصیت حقوقی آن بررسی شود، سپس مواد ۱ تا ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری و در نهایت مقررات شمول و استثنائات، بهویژه ماده ۱۱۷، مورد توجه قرار گیرد.